تبليغاتX
پرنسس




الا ای گل،که نامت کیمیایه...          وجودت نازنین و بی ریایه

الا ای گل،چرا غمگین نشستی؟     چرا در رو به روی عشق بستی؟

چرا با من غریبی مهربونم؟             بیا با من،که من قدرت بدونم...

تبسم کن،گل نازم،بهارم!               که من بی تو چطوری کم نیارم؟

کنون با تو وجودم غرق رازه            پر از عشق و پر از حس پروازه

بگو با هم بمونیم تا همیشه          بدون عشق منم بی تو نمیشه...

                                  *******

پ.ن۱:خیلی سعی کردم با قافیه باشه،ولی فک کنم خیلی بد شد...اشکالامو بگید لطفا(مخصوصا آقا سعید گل،چون نظرت برام خیلی مهمه!)

پ.ن۲:من فردا دارم میرم تهران و اینکه کی برگردم معلوم نیست...شاید تا آخر تعطیلات نیام،اگه نیومدم قول میدم جبران کنم این نیومدن هامو....برام دعا کنید

پ.ن۳: ۲۵ تیر من ۱۸ سالم تموم میشه و درواقع به سن قانونی میرسم....فک کنم دارم بزرگ میشم (اصلانم منظورم این نیست که بهم تبریک بگید)

+ ارسال شده در  یکشنبه 9 تیر1387و ساعت 15:54  توسط پرند  | 

اگه به من بگن ۲۴ ساعت دیگه فقط زنده ای،چند تا کار انجام میدم:

آرزو ندارم فرد خاص یا جای خاصی رو ببینم...آرزو ندارم زنده بمونم...فقط دلم میخواد کسانی که از صمیم قلبم دوستشون دارم رو کنارم ببینم...

کسانی که شاید هیچوقت نفهمیدن که من چقدر دوستشون دارم...

دلم میخواد بغلشون کنم...ببوسمشون و فقط بشینم نگاهشون کنم و حرفی نزنم...

دلم میخواد اینجا،تو غربت بمیرم....تنهای تنها...!!!

آدم کینه ای نیستم،بجز ۴ نفر همه ی کسانی که برام دردسر درست کردن یا اذیتم کردن رو می بخشم...اون ۴ نفر هم به خود خدا می سپرم...(اونا رو نمی بخشم چون باعث شدن حداقل یک سال از زندگیم عقب بیفتم...به خاطر تهمت اونا...به خاطر بدی که در حق من کردن...)

سعی کردم کسی رو نرنجونم،کاری نکنم که منو به چشم یه موجود بد نگاه کنن ولی حتما هستن کسانی که از من ناراحتن و من رنجوندمشون...ولی چون وقت نمیشه از تک تک شون حلالیت بطلبم،پس یه نوار برمیدارم و صدامو روش ضبط میکنم.اسم همه ی اون افراد رو تو نوارم میبرم تا اگه مردم و ازشون معذرت خواهی نکرده بودم،یکی به جای من این کارو بکنه....

اسم تک تک کسانی که دوستشون دارم هم تو نوار خواهم گفت...دلم میخواد یادشون بمونه که پرندی هم بود که دیگه نیست

چیزه با ارزشی ندارم که بخوام به کسی بدم.هر چی هم دارم ماله خواهرم پگاه...

فقط از پگاه میخوام که یکی از انگشترامو که خیلی دوستش داشتم رو بده به (........)! میخوام یه یادگاری ازم داشته باشه،تا همیشه یادش بمونه که تو این دنیای کوچیک یکی بود که خیلی دوستش داشت و آرزوش این بود که (........) خوشبخت شه

انگشتر رو میدم بهش و ازش میخوام که اونو بده به کسی که لیاقت با اون بودن رو داره و اون از صمیم قلبش دوستش داره...اینطوری اون دنیا هم آرامش دارم که اون خوشبخته و من رو هم فراموش نکرده

از پگاه میخوام بهش بگه که چقدر دوستش داشتم و اون هیچوقت نفهمید....چون هم من مغرور بودم،هم خودش...

و من هرچی سعی کردم که بهش بفهمونم که چقدر دوستش دارم،نخواست بفهمه و دلمو یه کم شکست...

توبه نمی کنم،چون از هیچ کدوم از کارایی که کردم ناراضی نیستم و به نظرم اشتباه نکردم و گناه نبوده....شایدم بوده،ولی من از انجام دادنشون راضی ام...

و در آخر هم میگم:"خدا جون!دوستت دارم"   شکرت.....!!!

پ.ن۱:کنکورمو دادم ولی به هیچ وجه خوب نبود...سر جلسه هم حالم بد شد که خیلی وقتم هدر رفت.دعا کنید کنکوره آزاد رو خوب بدم

پ.ن۲:رو (........) نمیخواد فکر کنید...اسمش رو نخواستم بگم،شماها هم که میدونید لطفا اسمشو نبرید *(قابل توجه همه ی آبجی ها و داداش ها)*

پ.ن۳:قرار بود دیشب آپ کنم،اما چون برقا رفت نشد...بابت بد قولی شرمنده...برای جبران بد قولی پس فردا هم آپ خواهم کرد....

+ ارسال شده در  شنبه 8 تیر1387و ساعت 14:43  توسط پرند  | 

یه فرشته...تو بیابون٫توی اون کویر وحشت٫توی اون کوچه ی خلوت٫دلمو تنها گذاشت!

گفته بودم که تموم زندگیمو فدای چشمات می کنم

  گفته بودم که تو همزاد منی٫ماله منی٫چرا تنهات بذارم؟

کاش بهم گفته بودی که چرا با من و بی من نداری....

         که چرا باز منو تنها میذاری؟؟

اون فرشته که حالا تنها شده٫واسه من رویا شده!!!!

"تو که رویای منی٫ماله منی

     تو که زیبای من٫شاه منی"

هرکجا باشی و تنهام بذاری٫باز میگم دوستت دارم!

              "تو همون خنده ی گاه گاه منی"

میدونی دوستت دارم٫عشق منی٫ناز منی

    تو همون فرشته ی ماه منی....

           تو همون اشک شب هنگام منی....

هر کجا باشی و تنهام بذاری٫باز میگم دوستت دارم    "ماه من و ماله منی"

 

 

 

پ.ن۱:قرار بود اگه ۸ خرداد یه اتفاق خوب افتاد٫من آپ کنم! اون اتفاق خوب نیفتاد اما من امیدوارم

پ.ن۲:قالب وبلاگمو احتمالا باز عوض میکنم

پ.ن۳:امتحانام تموم شد.....تا کنکور باید بکوب بخونم.....دعا کنید برام! دوستتون دارم

 

+ ارسال شده در  پنجشنبه 9 خرداد1387و ساعت 20:29  توسط پرند  | 

یکی بود یکی نبود٬صد تا بود دوتا نبود!

گذشت و گذشت تا یکی شون این ور دنیا و یکی شون اون ور دنیا به دنیا اومد...

هر دوتاشون تنها بودن...تصمیم گرفتن همدیگه رو پیدا کنن! تا اینکه یکیشون از بهشت اومد به این جهنم! آخر دنیا رو می گم...

جهنم رو واسه خودمون بهشت کردیم...بچه بودیم٬بزرگ شدیم!حالا که بزرگ شدیم٬عین بچه ها شدیم...

بی دلیل و بی بهونه دو روز با هم قهر می کنیم.تا چشم می ذاریم کنار همیم...

دوستمه٬دوسش دارم! دوسم داره چون دوستمه...!

از زندگی٬ازمردماش٬از دروغاش٬از مردناش٬هر دوتامون خسته شدیم...دلو زدیم به عاشقی٬عاشق شدیم!

رفت و رفت و رفت تا دیدیم عشقشم مثله خودش نامرده....ولشون کردیم٬چون به یه اصل رسیدیم!

"اینکه وقتی واقعیت ها آدمو فریب بدن٬چی کار میشه کرد؟؟؟"

روزگاریست که حقیقت هم لباسی از دروغ به تن کرده و راست و راست توی خیابون راه میره

عشق نشسته کنار خیابون و کلاهی کشیده به سر و داره گدایی میکنه و مرگ در غالب دخترکی زیبا گلهای رز زرد می فروشه....

بعد از این بازم دنیا آروم شد...چون منو اون آروم بودیم...

آروم بودیم...تنها بودیم...حتی خودمون رو هم به خاطره ها سپردیم

ولی وقتی خاطره ها زیاد میشه٬دیواره اتاق پر از عکس میشه اما دلت همیشه واسه اونی تنگ میشه که نمی تونی عکسشو به دیوار بزنی و تنها چیزی که زندگی و بودن رو برامون معنا می بخشید این بود

تک نوشته ای از عشق که می گفت:

"زندگی دفتری از خاطره هاست

یک نفر در دل شب

یک نفر در دل خاک

یک نفر همدم خوشبختی هاست...

یک نفر همسفر سختی هاست!

چشم را باز کنیم٬عمرمان می گذرد

ما همه همسفریم...."

من تسلیم اهریمن های راه عشق نشدم٬ادامه دادم ولی دوستم بدجور با اولین نسیم پایه های عشقش شکست...

امروز من عاشقم٬عشقم را می پرستم و از بعضی مردم خیلی گله دارم که چرا می گویند گل سرخ خار دارد؟

در این فکرم که چرا نمی گویند: عجب!!!این بوته خار گل سرخ دارد!

و همیشه عشقم یه جمله بهم می گفت: که قلب خانه ایست با دو اتاق خواب!در یکی رنج و در دیگری شادی! "عزیزم یادت باشه زیاد بلند نخندی وگرنه رنج در اتاق بغلی بیدار میشه!!"

و اینکه " برای دیدن نور به خورشید نگاه کن٬برای دیدن محبت به ماه و برای دیدن زیبایی به طبیعت  وبرای دیدن امید به آینده نگاه کن.اما برای دیدن همه ی اینها به آینه نگاه کن"

و در آخر ای دوست!

      او که می ماند٬نخواهد رفت

               او که رفته است٬نخواهد رسید

                        او که رسیده است٬پنهان است

این همه از شکستن و سکوت چه عاید آینده خواهد شد؟؟؟

رفتن هم حرف عجیبیست...شبیه به اشتباه آوردن است.......

تو بگو دایره! تا کجای این نقطه خواهد گریست

 

 

 

پ ن۱:تولد تولد تولدت مبارک!!! قرار بود بیوگرافی بزارم ولی نذاشتم تا تو خماریش بمونید! ولی زندگییه خودمونه!کامل بخونیدش.....

پ ن۲:این متن رو سعیده٬ نویسنده ی دیگه ی وبلاگ نوشته و از اونجایی که پسوردشو هیچکدوم یادمون نبود با اسم من گذاشتیمش

پ ن۳:اینجانب سرما خوردم و نمی تونم ابهامات متن رو براتون شرح بدم!داداش بصیر قناریت صداش مثه جوجه خروس شده.....

پ ن۴: الهی هر کی نظر نده صداش مثه من جوجه خروسی شه....متنو کامل بخونید وگرنه به همه ی آبجی ها و داداش ها میگم که حسابتونو برسن

+ ارسال شده در  پنجشنبه 26 اردیبهشت1387و ساعت 15:44  توسط پرند  | 

من از تنهایی و غربت سخت دلگیر و بیزارم...

  نمی خواهم سکوتت را به مفهوم نگاهم مبتلا سازم

نمی خواهم نگاهم...صورتم با تو...

          دلم را آشکار سازد...

امیدم...آرزوهایم...همه لبریز زنفرت شد!

نمی دانم چرا با من چنین کردی؟

        نمی دانم چرا دلگیر و تنهایم؟

 تو ای آیینه ی پاکی!!!

    تو که همزاد مهتابی...تو که همچون گل نابی...

                چرا با من چنین کردی؟

                      چرا تنهای تنهایم؟؟؟

+ ارسال شده در  پنجشنبه 22 فروردین1387و ساعت 0:2  توسط پرند  | 

نزدیک بهار است و هوا بارانی...

چشمان ستارگان، بر روی زمین خیره شده

بر روی زمین گرد و غبار غم و اندوه خداست....

                     ***

اکنون که چنین آسمان می گرید،

 من نیز دلم حال و هوای دگری می دارد!

نزدیک بهار است: "بیا ! بیدار شو! با من باش!"

"آن گرد و غبار پاک باید بشود"

"آن ظلمت و اندوه خدا،پاک باید بشود..."

                     ***

تو اگر کمک کنی،من و تو،ستاره ها،شکوفه ها،بنفشه ها

   «من و تو با "همگان" ما می شویم....»

"آن گرد و غبار باید محو شود...."

" پس بیا ! با من باش....

                   عشق را تجربه کن...."

 

 

 

پ.ن: دوستای گلم من دارم میرم کرمانشاه...ممکنه تا آخره تعطیلات نتونم پیشتون بیام

دوستتون دارم.امیدوارم سال خوبی رو پیش رو داشته باشید

عیدتون مبارک....

+ ارسال شده در  سه شنبه 14 اسفند1386و ساعت 0:42  توسط پرند  | 

                       زندگی با تو برایم رویاست

                           تو که نیستی زندگی بی معناست.....

              فک می کردم می شه که داشته باشم "زندگی رو"

                            تو که نیستی قلب من چون دریاست....!!!

             حالا که رفتی منو تنها گذاشتی؛گل من....!

                        هستی ام پوچ و زمین بی رویاست...!

+ ارسال شده در  جمعه 12 بهمن1386و ساعت 13:48  توسط پرند  | 

بهار من ،تجسم قشنگي هاست

تمام هستي مرا فرا گرفته و

براي من تولدي دوباره است

بهار من،سرود عشق است و وفا

ترنم و ترانه است

"زندگي دوباره است..."

كنون روم به ناكجا....چرا كه نه؟

بدون او،زندگي ام بهانه است....!

+ ارسال شده در  دوشنبه 7 آبان1386و ساعت 11:57  توسط پرند  | 

 

پشت شرمساری ابر

                             پنهان که میشوی

                                                     ماه...

(هنوز دختران ساکت اند)

سرشکسته در باغ بی بار

                                   که به خواری می ایستی

                                                                        سرو...

(هنوز دختران ساکت اند)

در تحمل سنگین بی اجری

                                    که بردبارانه تاب می اوری

                                                                     خاک...

(هنوز دختران ساکت اند)

 

+ ارسال شده در  دوشنبه 12 شهریور1386و ساعت 17:42  توسط یاسر  | 

سلام اي قاصدك زيبا......كجا مي روي ؟ صبر كن!

دلم برايت تنگ شده!

مي خواهم با تو حرف بزنم ......

من بجز تو كسي را نمي شناسم.....تو تمام زندگي من هستي.....

زندگي سخت گذر است

تنهايي بدترين درده و منم تنهايم

بيا برويم به باغ....گلها همه پژمرده شدند....

چرا دور مي شوي؟ صبر كن!!!

راستي،آيا از آن دورها و نزديك ها خبري داري تو؟

چه خبر از ده و از عاشق و از شهر بزرگ؟؟؟

خبرت چيست؟چرا مي گذري؟

گذرت سخت تر از ترك ديار....

اي قاصدك! مرا تنها نگذار !!!!

چرا اين روزها، همه از زندگي مي نالند ؟هان...

هيچ كس با كسي آشنا نيست چرا؟

چرا آن زندگي پاك قديم همچو طوفان به هم آشفته؟

چرا آن عاشق تنهاي غريب دل زيباي تو را ربوده

چرا آخر، چرا اي كوه بلند! آخر عشق به جدايي افته!

********

زندگي سخت گذر شد قاصدك! خبرت را بگو .....

زود بگو..... آشفته ام

"دل من تنگ شده...."

قاصدك ! دوست عزيز خوبم....

زندگي عاشق عشق و ثمره

زندگي عاشق ترس و خطره....

آخر اي واي.... چرا گوشت رفت؟ چرا چشمت رفت؟

حرفهايم همه مانده....صبر كن

برگرد تا بگويم از غم تنهاييم... اي قاصدك!!!!!

+ ارسال شده در  چهارشنبه 24 مرداد1386و ساعت 15:7  توسط پرند  | 

به خواهران خاموشم

در غم زار نگاه تو

                      غم،زاری می کند

                                              بوی سکوت،کنار تو

                                                                         بر درگاه

                                                                                    جاخوش کرده است

فریاد مرده ای

                 از اقیانوس اندوهت

                                           صید می کنم

                                                               یاغی می شوم...

خیالی ولگرد

                پیراهن پاره دقیانوسی ات را

                                                     نشانم می دهد

                                                                         که خاموشی را به اهتزاز کشیده ای

موهای تاریکت

                 گلوگاه زمان را می خراشد

                                               و تو با تن پوشی برازنده از سکوت

                                                                              به اشیا آشپزخانه پناه می بری!

خاکستر تنم

                 گیسوانت

                             شب،دلگرفته تر از کلاغ

                                                            که نمی خواند...!

 

+ ارسال شده در  سه شنبه 9 مرداد1386و ساعت 16:25  توسط یاسر  | 

مي خوام بگم دوستت دارم.....مي خوام بگم عاشق اون چشات شدم

عاشق خنده هات شدم....!

جوابتو نمي دونم....اما دلم تو رو مي خواد

" دلم فقط تو رو مي خواد "

يادت بيار اون روزي رو

كه من خيلي بچه بودم!

بازي مي كردي تو چشام...دست منو گرفتي و....مي دويدي....مي خنديدي....

يادت مي ياد كي رو مي گم؟؟؟

كنار بركه خنديديم

به اون زن كوزه به دوش!!!

گفتيم : مي خواد ليلي بشه ءمجنون بياد پيداش كنه.......

يادش بخير....

راستي! مي گم : "عاشق شدن چه راحته !"

يادت مي ياد گريه هامو؟خنده هامو؟

احساسات واقعي مو؟

"چقدر بگم دوستت دارم؟؟ بسه ديگه ءخسته شدم"

راستي! مي گم :"ليلي شدم...مجنون قصه هام مي شي؟"

+ ارسال شده در  یکشنبه 7 مرداد1386و ساعت 22:45  توسط پرند  | 

آسمان ! اشك بريز ,گريه به تو مي آيد

چشمه ي آب روان سخت به تو مي بالد

آسمان ! اشك بريز ,اشك نواي دل ماست

قطره ي اشك تمناي دل عاشق ماست!

آسمان ! صبح شده !!!پس تو چرا تنهايي؟

پس چرا مي باري؟

پس چرا بيداري؟

عشق من!!!! صبح شده

رنگ بهار آمده باز!

قطره ي اشك!!! بهار آمده باز!

آسمان ....گرچه بهار ديدني است...

ولي از آن چه صفايي ديديم؟

چه اميدي.....چه صفايي ديديم؟

آسمان ! گريه نكن.....گرچه به تو مي آيد......

+ ارسال شده در  پنجشنبه 24 خرداد1386و ساعت 14:23  توسط پرند  | 

زمستان رفت...تو را ديدم و عشق آغاز شد

 نمي دانم چرا زيبا نبودي؟

     نمي دانم چرا رويا نبودي؟

         چرا قلبم برايت سخت دلتنگ بود!

هوا ابريست...اما :

ابري از آن عسق ديرين پا نمي بارد

هوا سرد است...ولي آن نور آفتاب هم نمي آيد!

دلم تنگ است ...اما

   هيچ گلي از اين زمين خاك نمي رويد!

بهار آمد...ولي...اما ...هنوزم تو...

         برايم عشق بي همتايي بودي!

دلم تنگ است برايت عشق زيبايم......

                               كجايي؟

هنوزم تا سحر چشم انتظارم.....

هنوزم همچو طوفان بهاري

دلم با آن تلاطم چشم به راه است

بهار آمد...ولي...اما...هنوزم تو...نمي آيي!!!

+ ارسال شده در  یکشنبه 27 اسفند1385و ساعت 23:44  توسط پرند  | 

نمي دونم چرا وقتي كلمه عشق به گوشم مي رسه خندم مي گيره!

نمي دونم چرا....! همش به خودم مي گم دروغه!

يعني ممكنه همش راست باشه؟  يعني ممكنه من عاشق شده باشم؟

...............

- من مي خوام درسمو بخونم!

-خوب بخون! كي جلوتو گرفته؟ من دوستت دارم ديوونه!!!!!!!!

- نه !نمي شه! من بايد برم! ولم كن ! مزاحم نشو .

پاتو از تو زندگيم ببر بيرون! نمي خوام فكرم به چيزي مشغول باشه!

من اصلا حوصله ي اين بچه بازي هارو ندارم!

برو پيش دوستات! ولم كن بابا ! (عشق كيلو چند؟؟)

...............

وقتي بهش فكر مي كنم مي فهمم كه چقدر دلشو شكستم!

چطور شد؟ نمي دونم! ولي الان پشيمونم.....خيلي زياد!

نبايد باهاش اينطوري مي كردم. دوستش داشتم!

نمي دونم الان چي قراره بشه!!!!!!!!!

 

مرسی که تا حالا همراهمون بودین!

راستش من نمی تونم تنها کار کنم! واسه همین این آپ رو واسه خداحافظی گذاشتم! از همه ممنونم که به ما لطف داشتن!مارو حلال کنید!

 

 

+ ارسال شده در  چهارشنبه 8 شهریور1385و ساعت 15:52  توسط پرند  |