نزدیک بهار است و هوا بارانی...
چشمان ستارگان، بر روی زمین خیره شده
بر روی زمین گرد و غبار غم و اندوه خداست....
***
اکنون که چنین آسمان می گرید،
من نیز دلم حال و هوای دگری می دارد!
نزدیک بهار است: "بیا ! بیدار شو! با من باش!"
"آن گرد و غبار پاک باید بشود"
"آن ظلمت و اندوه خدا،پاک باید بشود..."
***
تو اگر کمک کنی،من و تو،ستاره ها،شکوفه ها،بنفشه ها
«من و تو با "همگان" ما می شویم....»
"آن گرد و غبار باید محو شود...."
" پس بیا ! با من باش....
عشق را تجربه کن...."
پ.ن: دوستای گلم من دارم میرم کرمانشاه...ممکنه تا آخره تعطیلات نتونم پیشتون بیام
دوستتون دارم.امیدوارم سال خوبی رو پیش رو داشته باشید
عیدتون مبارک....![]()
![]()
![]()
نوشته شده در سه شنبه 14 اسفند1386ساعت 0:42 توسط پرند
|


