تبليغاتX
پرنسس
یکی بود یکی نبود٬صد تا بود دوتا نبود!

گذشت و گذشت تا یکی شون این ور دنیا و یکی شون اون ور دنیا به دنیا اومد...

هر دوتاشون تنها بودن...تصمیم گرفتن همدیگه رو پیدا کنن! تا اینکه یکیشون از بهشت اومد به این جهنم! آخر دنیا رو می گم...

جهنم رو واسه خودمون بهشت کردیم...بچه بودیم٬بزرگ شدیم!حالا که بزرگ شدیم٬عین بچه ها شدیم...

بی دلیل و بی بهونه دو روز با هم قهر می کنیم.تا چشم می ذاریم کنار همیم...

دوستمه٬دوسش دارم! دوسم داره چون دوستمه...!

از زندگی٬ازمردماش٬از دروغاش٬از مردناش٬هر دوتامون خسته شدیم...دلو زدیم به عاشقی٬عاشق شدیم!

رفت و رفت و رفت تا دیدیم عشقشم مثله خودش نامرده....ولشون کردیم٬چون به یه اصل رسیدیم!

"اینکه وقتی واقعیت ها آدمو فریب بدن٬چی کار میشه کرد؟؟؟"

روزگاریست که حقیقت هم لباسی از دروغ به تن کرده و راست و راست توی خیابون راه میره

عشق نشسته کنار خیابون و کلاهی کشیده به سر و داره گدایی میکنه و مرگ در غالب دخترکی زیبا گلهای رز زرد می فروشه....

بعد از این بازم دنیا آروم شد...چون منو اون آروم بودیم...

آروم بودیم...تنها بودیم...حتی خودمون رو هم به خاطره ها سپردیم

ولی وقتی خاطره ها زیاد میشه٬دیواره اتاق پر از عکس میشه اما دلت همیشه واسه اونی تنگ میشه که نمی تونی عکسشو به دیوار بزنی و تنها چیزی که زندگی و بودن رو برامون معنا می بخشید این بود

تک نوشته ای از عشق که می گفت:

"زندگی دفتری از خاطره هاست

یک نفر در دل شب

یک نفر در دل خاک

یک نفر همدم خوشبختی هاست...

یک نفر همسفر سختی هاست!

چشم را باز کنیم٬عمرمان می گذرد

ما همه همسفریم...."

من تسلیم اهریمن های راه عشق نشدم٬ادامه دادم ولی دوستم بدجور با اولین نسیم پایه های عشقش شکست...

امروز من عاشقم٬عشقم را می پرستم و از بعضی مردم خیلی گله دارم که چرا می گویند گل سرخ خار دارد؟

در این فکرم که چرا نمی گویند: عجب!!!این بوته خار گل سرخ دارد!

و همیشه عشقم یه جمله بهم می گفت: که قلب خانه ایست با دو اتاق خواب!در یکی رنج و در دیگری شادی! "عزیزم یادت باشه زیاد بلند نخندی وگرنه رنج در اتاق بغلی بیدار میشه!!"

و اینکه " برای دیدن نور به خورشید نگاه کن٬برای دیدن محبت به ماه و برای دیدن زیبایی به طبیعت  وبرای دیدن امید به آینده نگاه کن.اما برای دیدن همه ی اینها به آینه نگاه کن"

و در آخر ای دوست!

      او که می ماند٬نخواهد رفت

               او که رفته است٬نخواهد رسید

                        او که رسیده است٬پنهان است

این همه از شکستن و سکوت چه عاید آینده خواهد شد؟؟؟

رفتن هم حرف عجیبیست...شبیه به اشتباه آوردن است.......

تو بگو دایره! تا کجای این نقطه خواهد گریست

 

 

 

پ ن۱:تولد تولد تولدت مبارک!!! قرار بود بیوگرافی بزارم ولی نذاشتم تا تو خماریش بمونید! ولی زندگییه خودمونه!کامل بخونیدش.....

پ ن۲:این متن رو سعیده٬ نویسنده ی دیگه ی وبلاگ نوشته و از اونجایی که پسوردشو هیچکدوم یادمون نبود با اسم من گذاشتیمش

پ ن۳:اینجانب سرما خوردم و نمی تونم ابهامات متن رو براتون شرح بدم!داداش بصیر قناریت صداش مثه جوجه خروس شده.....

پ ن۴: الهی هر کی نظر نده صداش مثه من جوجه خروسی شه....متنو کامل بخونید وگرنه به همه ی آبجی ها و داداش ها میگم که حسابتونو برسن

نوشته شده در پنجشنبه 26 اردیبهشت1387ساعت 15:44 توسط پرند |
Published by ParsTheme & Designed by Tempfa.com

germinal

نوید

germinal

http://germinal.blogfa.com

پرنسس

پرنسس

پرنسس

چیزی مرا به قسمت بودن نمی برد .

از واژه ی دو وجهی تکرار خسته ام.

من بی رمق ترین نفس این حوالیم .

از بودن مکرر بر دار خسته ام .

من با عبور ثانیه ها خورد می شوم .

از حمل این جنازه ی هشیار خسته ام .
نخواستی که مال هم باشیم

پرنسس

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog