يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند ,طلب عشق زهر بي سر و پايي نكنيم!
يادته يه روز بهم گفتي عشق رو هيچ وقت و پيش هيچ كس و ناكسي وتا ابد گدايي نكن! عشق را بين انسان هاي حقير و پست كوچك نكن و ارزشش را تا ابد حفظ كن؟
ولي اين فقط يك طرف بود براي يك ادعاي عاشقانه!!!!
ولي هيچ فكر نمي كردم كه اينقدر ظالم و پست باشي كه در جاي ديگر كاسه ي گدايي عشق به دست گرفته باشي ,تا كسي از روي ترهم بهت نگاه كنه و در نهايت لبخندي بزنه!
مگه عشق من به تو پاك نبود؟ مگه عشق من و تو زميني نبود؟ مگه عشق من و تو زيبا نبود؟ چرا؟ چرا اينقدر پست؟
يه روز بهت گفتم : دوستم داري؟ گفتي: خيلي!
گفتم: خيلي يعني چقدر؟ گفتي : دو تا !
دلم ريخت! گفتم : يعني تموم عشق تو به من همينه؟ لبخندي زدي و گفتي : يكي به اندازه ي اين دنيا ,يكي ديگه هم به اندازه ي اون دنيا !
ياد اين حرف هاي الكي دلم رو مي سوزونه!
بگو...... جواب سؤال هايي كه خودت برايم به وجود آوردي و ملكه ي ذهنم شده و توان فكر كردن را از من گرفته بگو..... بگو و منو رها كن و برو !
بگو......مگه من سراب بودم كه بين راه زندگيت قرار گرفته ام و تو مثل عابر پياده اي خسته ,نگاهش كردي و رفتي؟
يادته يه روز بهم گفتي : ازم چي مي خواي؟ گفتم : عشق پاك زميني!
تو گفتي : اين كه چيزي نيست........... ولي من فقط همينو ازت خواستم و تو حتي , اينكه به قول خودت چيزي نبود هم نتونستي انجام بدي!
آه...... از اين زندگي زميني ! آه...... از عشقاي حقير زميني.....! (جونم به سررسيد)
اي عاشقان ! هيچ وقت با يك دل عاشق هزار نفر نشويد , بلكه با هزار دل عاشق يك نفر شويد!
اين است رسم خوش عاشقي! با عشق بودن و با عشق جان دادن!!!!!!
نوشته شده در چهارشنبه 24 خرداد1385ساعت 13:19 توسط سعیده
|


