آرزو ندارم فرد خاص یا جای خاصی رو ببینم...آرزو ندارم زنده بمونم...فقط دلم میخواد کسانی که از صمیم قلبم دوستشون دارم رو کنارم ببینم...
کسانی که شاید هیچوقت نفهمیدن که من چقدر دوستشون دارم...
دلم میخواد بغلشون کنم...ببوسمشون و فقط بشینم نگاهشون کنم و حرفی نزنم...
دلم میخواد اینجا،تو غربت بمیرم....تنهای تنها...!!!
آدم کینه ای نیستم،بجز ۴ نفر همه ی کسانی که برام دردسر درست کردن یا اذیتم کردن رو می بخشم...اون ۴ نفر هم به خود خدا می سپرم...(اونا رو نمی بخشم چون باعث شدن حداقل یک سال از زندگیم عقب بیفتم...به خاطر تهمت اونا...به خاطر بدی که در حق من کردن...)
سعی کردم کسی رو نرنجونم،کاری نکنم که منو به چشم یه موجود بد نگاه کنن ولی حتما هستن کسانی که از من ناراحتن و من رنجوندمشون...ولی چون وقت نمیشه از تک تک شون حلالیت بطلبم،پس یه نوار برمیدارم و صدامو روش ضبط میکنم.اسم همه ی اون افراد رو تو نوارم میبرم تا اگه مردم و ازشون معذرت خواهی نکرده بودم،یکی به جای من این کارو بکنه....
اسم تک تک کسانی که دوستشون دارم هم تو نوار خواهم گفت...دلم میخواد یادشون بمونه که پرندی هم بود که دیگه نیست
چیزه با ارزشی ندارم که بخوام به کسی بدم.هر چی هم دارم ماله خواهرم پگاه...
فقط از پگاه میخوام که یکی از انگشترامو که خیلی دوستش داشتم رو بده به (........)! میخوام یه یادگاری ازم داشته باشه،تا همیشه یادش بمونه که تو این دنیای کوچیک یکی بود که خیلی دوستش داشت و آرزوش این بود که (........) خوشبخت شه
انگشتر رو میدم بهش و ازش میخوام که اونو بده به کسی که لیاقت با اون بودن رو داره و اون از صمیم قلبش دوستش داره...اینطوری اون دنیا هم آرامش دارم که اون خوشبخته و من رو هم فراموش نکرده
از پگاه میخوام بهش بگه که چقدر دوستش داشتم و اون هیچوقت نفهمید....چون هم من مغرور بودم،هم خودش...
و من هرچی سعی کردم که بهش بفهمونم که چقدر دوستش دارم،نخواست بفهمه و دلمو یه کم شکست...
توبه نمی کنم،چون از هیچ کدوم از کارایی که کردم ناراضی نیستم و به نظرم اشتباه نکردم و گناه نبوده....شایدم بوده،ولی من از انجام دادنشون راضی ام...
و در آخر هم میگم:"خدا جون!دوستت دارم" شکرت.....!!!

پ.ن۱:کنکورمو دادم ولی به هیچ وجه خوب نبود...سر جلسه هم حالم بد شد که خیلی وقتم هدر رفت.دعا کنید کنکوره آزاد رو خوب بدم
پ.ن۲:رو (........) نمیخواد فکر کنید...اسمش رو نخواستم بگم،شماها هم که میدونید لطفا اسمشو نبرید *(قابل توجه همه ی آبجی ها و داداش ها)*
پ.ن۳:قرار بود دیشب آپ کنم،اما چون برقا رفت نشد...بابت بد قولی شرمنده...برای جبران بد قولی پس فردا هم آپ خواهم کرد....
نوشته شده در شنبه 8 تیر1387ساعت 14:43 توسط پرند
|


